تبلیغات
وبلاگی(سایتی) پر از مطالب

وبلاگی(سایتی) پر از مطالب
بزرگترین وبلاگ تفریحی و سرگرمی ایران و جهان 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره ی این وبلاگ چیه؟؟؟؟








کوروش بقلم هب کوروش بزرگ ای کوروش کبیر (هب پارسی باستان: ) ھمچنین معروف هب کوروش دوم نخستین پادشاه و
بنیان گذار شاھنشاھی ھخامنشی بود. کوروش بمدت یس سال، از سال ۵۵٩ ات سال ۵٢٩ پیش از میلاد، رب ایران تنطلس
[ کرد.[ ٢
درباره کوروش تمام مورخین دنقفتم هک شاھی بود اب عزم و لقاع و رئوف هک در موارد لکشم هب لقع بیش از قوه لسوتم
یم دش و برخلاف پادشاھان آشور و بابل، اب مردم مغلوب رئوف و مھربان بود.[ ٣] گنج و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر
مغرور نکرد و رفتار او اب پادشاھان مغلوب لیدیه و لباب سیاست حماست او را یبوخب نشان یم دھد.[ ۴] اب پادشاھان مغلوب هب
اندازه ای مھربانی یم کرد هک آنھا دوست کوروش شده و در مواقع لکشم هب او یاری یم نمودند. اب مذھب و معتقدات مردم
کاری نداشت هکلب برای جذب قلوب للم آداب مذھبی آنھا را محترم یم داشت. شھرھا و یکلامم هک در تحت طلست او در
یم آمدند، ھیچگاه معرض لتق و غارت واقع یمن دش. [ ۵] آنچه درباب وی برای مورخ جای تردید ندارد، اًع ط این است هک
لیاقت یماظن و سیاسی فوق العاده در وجود او، اب چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود هک در تاریخ پادشاھان یقرش
پدیده ای هب یلک تازه هب شمار یم آمد.[ ۶] کوروش از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبه ھایی هک از او مانده، این عبارت
[ ساده خوانده یم شود، نم کوروش شاه ھخامنشی ھستم. حال آنکه شاھان دیگر خود را خدا یم خواندند. [ ٧
٨] و یونانیان او را سرور و قانونگذار یم نامیدند و در وی هب مشچ کی فرمانروای آرمانی ]. [ ایرانیان کوروش را پدر*[ ١
یم دنتسیرگن. [ ٩] یھودیان این پادشاه را، هب هلزنم مسیح پروردگار بشمار یم آوردند[ ١٠ ]، نمض آنکه بابلیان او را مورد تأیید
[ مردوک یم دانستند.[ ١١
ذوالقرنین در قرآن
داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کھف هب این شرح آمده است:
و از وت در باره ذو القرنین یم دنسرپ. وگب: برای امش از او چیزی یم خوانم. ( ٨٣ ) ام او را در زمین تناکم دادیم و راه رسیدن هب
ھر چیزی را هب او نشان دادیم. ( ٨۴ ) او نیز راه را یپ تفرگ. ( ٨۵ ) ات هب غروبگاه خورشید رسید. دید هک در همشچ ای لگِ آلود و
سیاه غروب یم دنک و در آنجا مردمی تفای. گفتیم: ای ذو القرنین، یم خواھی عقوبتشان نک و یم خواھی اب آنھا هب نیکی
رفتار نک. ( ٨۶ ) تفگ: اما ھر سک هک متس دنک ام شتبوقع خواھیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش یم دنرب ات او نیز هب
یتخس عذابش دنک. ( ٨٧ ) و اما ھر سک هک ایمان آورد و کارھای هتسیاش کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانھای آسان
خواھیم راند. ( ٨٨ ) باز ھم راه را یپ تفرگ. ( ٨٩ ) ات هب مکان برآمدن آفتاب رسید. دید رب یموق طلوع یم دنک هک غیر از وترپ آن
برایشان ھیچ یششوپ قرار نداده ایم. ( ٩٠ ) چنین بود. و ام رب احوال او احاطه داریم. ( ٩١ ) باز ھم راه را یپ تفرگ. ( ٩٢ ) ات هب
میان دو کوه رسید. در سپ آن دو کوه مردمی را دید هک ییوگ ھیچ ینخس را یمن فھمند. ( ٩٣ ) دنتفگ: ای ذو القرنین، یأجوج و
مأجوج در زمین فساد یم دننک. یم خواھی خراجی رب خود مقرر کنیم ات وت میان ام و آنھا سدی برآوری؟ ( ٩۴ ) تفگ: آنچه
( پروردگار نم مرا بدان توانایی داده است بھتر است. مرا هب نیروی شیوخ مدد کنید، ات میان امش و آنھا سدی برآورم. ( ٩۵
برای نم هکت ھای آھن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، تفگ: بدمید. ات آن آھن را بگداخت. و تفگ: سم گداخته
بیاورید ات رب آن ریزم. ( ٩۶ ) هن توانستند از آن لااب روند و هن در آن سوراخ دننک. ( ٩٧ ) تفگ: این رحمتی بود از بناج پروردگار نم
و چون وعده پروردگار نم در رسد، آن را زیر و زبر دنک و وعده پروردگار نم راست است.
 
بقیش تو ادامه مطلب
درباره شخصیت ذوالقرنین هک در کتابھای آسمانی یھودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن نخس هب میان آمده، یگناگدنچ وجود
دارد و این هک هب واقع ذوالقرنین هچ یسک است هب طور یعطق صخشم نشده است. کوروش سردودمان ھخامنشی، داریوش
بزرگ، خشایارشا و اسکندر مقدونی هنیزگ ھایی ھستند هک جھت پیدا شدن بحاص دو شاخ واقعی، درباره آنھا بررسی ھایی
انجام شده، اما اب هجوت هب اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن اب آیه ھای قرآن، تورات، و انجیل تنھا کوروش بزرگ است هک
هجوم نیرت دلایل را برای احراز این بقل دارا یم دشاب. در کتاب تفسیر نمونه، نوشته رصان مکارم شیرازی هتشون شده، از
آنجھت هب کوروش، ذوالقرنین یم دنتفگ هک شرق و غرب مال او بود.
کوروش دوم ای کورش بزرگ، بنیان گذار پادشاھی ایران و آغازگر هلسلس ھخامنشیان، سپ از تسخیر بابل، در لباب رب تخت
پادشاھی تسشن کرد و ادیان یموب را آزاد اعلام کرد. برای بلج تبحم مردم میانرودان (بین النھرین)، مردوک هک بزرگترین
خدای لباب بود را هب رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس تفگ. او ھیچ گروه انسانی را هب بردگی تفرگن و سپاھیانش
را از تجاوز هب مال و جان رعایا بازداشت. او یمامت یناسک را هک هب اسارت هب لباب آورده شده بودند گرد ھم آورد و منزلگاه آنھا
را هب ایشان بازگرداند. کوروش ھمچنین قوم یھود را نیز از اسارت و بیگاری در لباب آزاد کرد.
هب دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی کی لوح استوانه ای سفالین هتشاگن دش و در دبعم مردوک قرار تفرگ.
http://fa.wikipedia.org/wiki /کوروش_بزرگ
منشور کورش ھخامنشی
گزیده
منم کوروش، شاه جھان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه باب ِل، شاه رموس و اکَدَ، شاه چھار هشوگ جھان. رسپ کمبوجیه، شاه
بزرگ … نوه کورش، شاه بزرگ … نبیره چیش پیش، شاه بزرگ …
آنگاه هک بدون گنج و پیکار وارد لباب شدم، ھمه مردم گام ھای مرا اب شادمانی دنتفریذپ. در بارگاه پادشاھان ل بِاب رب تخت
شھریاری متسشن. مردوک خدای بزرگ دل ھای پاک مردم لباب را هجوتم نم کرد … زیرا نم او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ نم هب حلص و آرامی وارد لباب دش. نگذاشتم رنج و آزاری هب مردم این شھر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی
لباب و جایگاه ھای شسدقم بلق مرا تکان داد … نم برای حلص کوشیدم.
نم برده داری را رب انداختم، هب یتخبدب آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم هک ھمه مردم در شتسرپ خدای خود آزاد دنشاب و آنان
را نیازارند. فرمان دادم هک ھیچکس اھالی شھر را از ھستی طقاس دنکن.
م َردوک خدای بزرگ از کردار نم خشنود دش … او تکرب و مھربانی اش را ارزانی داشت. ام ھمگی شادمانه و در حلص و
آشتی مقام بلندش را ستودیم …
نم ھمه شھرھایی را هک ویران شده بود از ون متخاس. فرمان دادم تمام نیایشگا هھایی هک هتسب شده بودند را دنیاشگب. ھمه
خدایان این نیایشگاه ھا را هب جاھای خود بازگرداندم.
ھمه مردمانی هک پراکنده و آواره شده بودند را هب جایگاه ھای خود برگرداندم و هناخ ھای ویران آنان را آباد کردم. ھمه مردم را
هب ھمبستگی فرا خواندم. ھمچنین پیکره خدایان رموس و اکَ َد را هک نَبونید بدون واھمه از خدای بزرگ هب لباب آورده بود، هب
خشنودی م رَدوک خدای بزرگ و هب شادی و یمرخ هب نیایشگاه ھای خودشان بازگرداندم. بشود هک دل ھا شاد گردد.
بشود، خدایانی هک آنان را هب جایگاه ھای مقدس نخستین شان بازگرداندم، ھر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی دنلب
خواستار دنشاب. بشود هک سخنان رپ تکرب و نیکخواھانه برایم بیابند. بشود هک آنان هب خدای نم م رَدوک دنیوگب: ’’ هب کورش
شاه، پادشاھی هک ترا گرامی یم دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاھی در سرای دنپس ارزانی دار.‘‘
نم برای ھمه مردم هعماج ای آرام فراھم متخاس و حلص و آرامش را هب یمامت مردم اعطا کردم.
http://ghiasabadi.com/manshur.html
برگزیده ای از سخنان کورش بزرگ در منشورھای اپرسوماش، شوشیانا و پرشیا هب ھمه فرزندان پاک ایران زمین
از پارس برآمدم. از پارسوماش. این هتفگ نم است.
کورش رسپ ماندانا و کمبوجیه.
نم کورش ھخامنش فرمان دادم هک رب مردمان اندوه نرود. زیرا اندوه مردمان اندوه نم است و شادمانی مردمان، شادمانی
نم.
بگذارید ھرکس هب آیین شیوخ دشاب. زنان را گرامی بدارید. فرودستان را دریابید. و ھرکس هب زبان تبار شیوخ نخس دیوگ.
نتسسگ زنجیرھا آرزوی نم است. ام بش را و بیداد را خواھیم زدود، زندگی را شیاتس خواھیم کرد.
ات ھست سرزمین نم آسمانی باد! هک در او رودھای بسیاری جاری است. ام دامنه ھا و دشت ھایی داریم دریا وار. رازآمیز،
زبسرس و تکرب خیز؛
و امش را متفگ این بھشت یب دنزگ را گرامی بدارید. درسرزمین نم توان نتفکش بسیار است. سرزمین من، مادر نم است.
ات ھست دنخ ۀ شادمانه کودکان خوش باد ، ات ھست شھریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد. ات ھست رودھا فراوان و
فراوان رت باد. از سوگ و اندوه هب دور باد سرزمین نم.
http://www.stahban.com/main/ftopic-٠ -١٩١-days٠-orderasc-.html
وصیت همان
فرزندان و دوستان من، بدانید هک رمع نم هب پایان رسیده و دیگر مدت مدیدی در میان امش نخواھم بود. در زندگی »
تخبشوخ بودم؛ در کودکی از ھمه ی مزایایی هک کودکان نیک بدان آراسته اند، برخوردار بودم و چون هب جوانی رسیدم، مزایای
جوانی را تسدب آوردم و در اوان پیری ام نیز از ھیچ موھبتی محروم نماندم. ھر آرزویی هک داشتم برآورده دش و دست هب ھر
کاری زدم، پیروز شدم. دوستان و یارانم از نسح تدبیر نم برخوردار دندش و دشمنانم ھمگی منامرف را گردن نھادند. پیش از
من، میھنم سرزمین کچوک و یمانمگ در آسیا بود و اکنون در دم مرگ، آنرا بزرگترین و نیرومندترین و نیرتفیرش کشور تسدب
امش یم سپارم. هب یاد ندارم در ھیچ نبردی برای عزت و افتخار پارس، مغلوب شده مشاب. ھمه ی آرزوھایم برآورده دش و سیر
زمان، پیوسته هب کام نم بود؛ ولی از آنرو هک پیوسته از تسکش در ھراس بودم، خود را از خودپسندی رب حذر یم داشتم و
یتح در پیروزی ھای بزرگ خود، اپ از جاده اعتدال بیرون ننھادم و بیش از اندازه شادمان متشگن. اکنون هک واپسین روزھای
زندگی ام فرارسیده، خود را یسب تخبشوخ یم بینم هک فرزندانی هک خدا هب نم تمحرم نموده، ھمه ملاس و در عین
نشاط و لقع اند و میھنم از ھمه جھت توانگر و پرشکوه و یارانم شادمان و دنمشتحم. آیا اب این ھمه کامیابی یمن توانم نیدب
امید مشچ برھم گذارم هک یادگار جاودانی از خود هب اج گذارده ام و آیندگان، مرا مردی تخبشوخ و کامیاب خواھند شمرد؟ ای
پسران عزیزم، امش را دنگوس یم دھم و میھن عزیزم را هب امش یم سپارم و از امش یم خواھم هک اگر خواھان خشنودی
نم ھستید، دست دوستی و یگناگی هب رگیدکی بدھید و یار و یاور ھم باشید. امیدوارم این خواسته ی مرا هب کار گیرید و سپ از
اینکه از این زندگانی رخت بربستم، مرا پیوسته ناظر کارھای خود بدانید و در بلج رضایتم اشوک باشید.. .یاران من، اگر
کردارتان پاک و برابر اب قح و دادگری باشد، نیروی امش رونق خواھد ؛تفای ولی اگر متس روا دارید و در اجرای داد حماست
ورزید، دیری یمن دشک هک ارزش امش در رظن دیگران از میان خواھد رفت و خوار و زبون خواھید دش. بدانید هک اگر امش تبسن
هب آنکس هک دیاب او را از ھمه بیشتر در دل خود محبوب و زیزع بشمارید، متس روا دارید؛ یسک رضاح نیست از صمیم بلق هب
امش پناه بیاورد و در ھنگام نیاز امش ر ایاری دنک. اگر هب وصایایم لمع کنید، یم توانید در کمال نیکبختی ا برگیدکی وظایف خطیر
خود را انجام دھید. از تشذگرس ھای پیشینیان خود دنپ گیرید. در این آیینه ی گذشتگان، هچ اسب پدرانی هک مھر فرزندان را
در دل شیوخ پروده اند و هچ اسب فرزندان هک پدران خود را پیوسته گرامی داشته اند و هچ بسیار برادران هک از راه اتفاق
و یگانگی، تمدخ ھای بزرگ انجام داده و تخبشوخ شده اند. ھمچنین در این آیینه خواھید دید هک افراد از راه نفاق و دشمنی
هب خواری فروافتاده اند و هچ اسب فرمانروایی ھا و خاندانھا هک هب تلع متس ای از روی کینه توزی و دشمنی نابود شده اند.
ھمیشه قشمرس خود را از میان مردانی برگزینید هک اب دادگری و یگانگی، پیروز و رستگار شده اند و از امثال آنان پیروی کنید و
بکوشید ات نام نیک از خود بیادگار گذارید.
دیگربس است، گفتارم هب دارازا کشید. فرزندان من، ھنگامی هک مردم، منت را در زر و سیم و دننام آن نپوشانید. زودتر آنرا در
آغوش خاک بسپارید. هچ سعادتی از این رتلااب هک نت آدمی در دل یکاخ هک اشنم این ھمه ثروت ھای زیبا و چیزھای نیک و
دلپسند است، سپرده شود. نم زندگی شیوخ را در یاری هب مردم رسب بردم. نیکی بدیگران در نم یلدشوخ و آسایشی
فراھم یم تخاس هک از ھمه ی شادیھای جھان رترب است. سح یم منک هک روانم رفته رفته از منت دور یم شود. ھمه ی
جانداران هب این تشونرس یم رسند و سپ از فراغ روح، خاک یم دنوش. اگر از میان امش یسک بخواھد دستم را سمل دنک
ای فروغ ممشچ را ببیند، نزدیک شود؛ ولی چون روان، از منت برفت، راضی نیستم دیگر یسک هب آن مشچ بدوزد. یتح هب
امش فرزندانم اجازه یمن دھم نت یب روانم را نظاره کنید. ھمه ی پارسیان را رب رس مزار نم بخوانید، هچ در آن حال در ینمام
آسوده رسب خواھم برد. ھرکس انب رب آیین کھن رب خاک نم رضاح شود، از او پذیرایی کنید. یم خواھم ھمه بدانند هک نم هب
سعادت بزرگی لیان شده ام. بازھم یم خواھم واپسین منخس را بار دیگر میوگب هک بھترین یتبرض هک هب دشمنانتان وارد
خواھید ساخت، این است هک اب دوستان خود هب مدارا و رافت رفتار کنید.
سپ از پایان نتفای سخنانش، دست حضار ر اکی کی فشرد. آنگاه روی خود را دناشوپ و جان هب جان آفرین تسلیم نمود.
http://tandismehr.blogfa.com/cat-٢٤.aspx
یلدب از همسجم کوروش بالدار اب کلاھخود دوشاخ هک فتوحات هس هناگ وی در بالای آن قرار دارد
www.Chessboard.ir جنرط هحف تیاس
 نظر یادتون نره
[ چهارشنبه 12 مرداد 1390 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ سینا حیدری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بزرگترین وبلاگ(سایت)تفریحی و سرگرمی ایران و جهان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز وبلاگ : نفر
كل بازدیدهای این وبلاگ بزرگ : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان محترم : عدد
كل مطالب وبلاگ : عدد
آخرین بروز رسانی :